
فضا را عوض کنید
فضا را عوض کنید! مرگ یک شخصیت ملی در زندان، بر اثر اعتصاب عذا، اتفاقی نیست که طبع شاعری و رمانتیک ما را برانگیزد. جوابش این نیست که بنشینیم و بگردیم چطور میشود با نام کوچک قربانی جملهای موزون و قافیه دار بسازیم، یا چگونه با آرایه و ایهام اسمش را به یک بیت حافظ یا یک آیه قرآن منتسب کنیم، یا از او عکسی با لبخند و در حال خداحافظی بیابیم که برای «وال فیس بوک»مان پوسترش کنیم. این یک بازی بچگانه نیست که دو روز در فضای مجازی سرگرممان کند و تمام شود. مجال فخرفروشی و هنرنمایی نخبگان و سوت آغاز مسابقه خلاقیت ادبی روزنامه نگاران هم نیست. مرگ یک زندانی سیاسی بر اثر اعتصاب غذا فاجعه ایست که در هر کجای دیگر دنیا اگر رخ میداد مسیر تاریخ را عوض میکرد.
به جنبشهای ضد استعماری نیمهٔ دوم قرن اخیر نگاه. کنید. به انقلابهای اجتماعی و جنبشهای دانشجویی اروپای دهه شصت و هفتاد نگاه کنید. به جنبشهای ضد جنگ و صلح طلب از ویتنام گرفته تا عراق نگاه کنید. به تاثیر اعتصاب گاندی، لوترکینگ، سزار چاوز، ماریون دانلوپ، بابی سندز… نگاه کنید! ببینید چگونه اعتصاب غذا در تاریخ مبارزات بشر همواره وسیلهای بوده که با مسالمت آمیزترین روش مقتدرترین کشورهای استعمارگر و خشنترین دیکتاتوریهای نظامی جهان را به زانو در آورده است. این گونه مردنها وجدانها بیدار کرده است. جنبشها برانگیخته است. دانشگاهها به هم ریخته است. تحصنها در پی داشته است. آتشها به پا کرده است. ملتها فراخوانده است… چگونه است که در کشور ما که تا همین چند سال پیش اعتصاب غذای گنجیها و سازگاراها هنوز خواب از چشمان حاکمان میربود و وادار به تمکینشان میکرد، امروز مرگ ایثارگرانهٔ یک شخصبت ملی با سابقه در حد هدی صابر هم دیگر خم به ابروی کسی نمی آورد؟ آیا جوابش جز این است که حاکمان دیگر خوب میدانند که نهایت واکنشهای ما به بدترین و سختترین فجایع هم جز در فضای مجازی و جز با صنعات ادبی تهی و احساسی نخواهد بود؟
صابر نمرده است که روضه خوانش شویم. نمرده است که فضای کشور را بیش از آنچه هست به خماری و غم پرستی و مرثیه خوانی و زنجموره و استغاثه و مظلوم نمایی آلوده کنیم. او در پی تحرکی بوده است که داریم به زیر این بارهای احساسی و تلقینهای ناتوانی خفهاش میکنیم. او تحرک و پویایی میخواسته و ما به روضه و مرثیه راضی شدهایم… فضا را عوض کنید
No comments:
Post a Comment