Saturday, June 25, 2011

از دوگانهٔ اصلاح طلب/ انقلابی خارج شویم

در ایران یک «جریان دموکراسی خواهی» وجود دارد. این جریان متناسب با حوادث و فرصت‌ها – برای رسیدن به هدف نهایی‌اش که‌‌ همان ایجاد توازن میان قدرت حاکم و قدرت جامعهٔ مدنی است - از ابزارهایی که در اختیار دارد استفاده می‌کند.‌گاه حوادث آن را به صحنهٔ خیابان‌ها می‌کشاند و‌گاه پدید آمدن یک فرصت جدید آن را به پای صندوق رای روانه می‌سازد.‌گاه در واکنش به یک حادثه، خواسته‌هایش را با خشم در کوی دانشگاه فریاد می‌زند و‌گاه با هدف باز‌تر شدن فضای سیاسی، مشوق مذاکره و تعامل با قدرت می‌شود.‌گاه شرایط ایجاب می‌کند که از ظرفیت‌های قانونی درون نظام استفاده نماید و‌گاه مجبور است در خارج از ساختار‌ها مطالباتش را جستوجو کند. جریان دموکراسی بر حسب شرایط راهش را می‌رود و گوشش هم به فرمان استراتژیست‌ها و نظریه پردازان متفرقه نیست.

کسانی که مصرانه «جریان دموکراسی خواهی» را به دوگانهٔ سیاه و سفید «اصلاح طلب» و «انقلابی» تقسیم می‌کنند، و انعطاف پذیری و سیالیت آن را در تحلیل‌هایشان نادیده می‌گیرند، از این حقیقت غافل‌اند که آنچه نوع ابزار و اهرم‌های این جریان را تعیین می‌کند (حضور خیابانی، اعتصاب، حضور پای صندوق رای..)، حوادث ناگزیر و فرصت‌های مقطعی تاریخی هستند، و نه نظریه‌های انتزاعی نظریه پردازان این دو «مکتب».

مگر جز این است که در اوج اقتدار جریان «اصلاح طلبی»، حوادث ۱۸ تیر،‌‌ همان دانشجویان اصلاح طلب را نیز به استفاده از ابزار حضور خیابانی وادار کرد؟ و مگر جز این است که ظهور فرصتی به نام میرحسین موسوی، هواداران مشی «انقلابی» را هم – که برخی نظریه پردازان مصرانه به «تحریم انتخابات» دعوت کرده بودند - به پای صندوق‌های رای کشاند؟

پس من معتقدم که پافشاری بیش از حد روی مفاهیم و تعاریف انتزاعی علوم سیاسی (مانند اصلاح طلبی و انقلابی‌گری و ابزار‌هایشان)، و استقاده از آن‌ها برای قطب بندی یا محدود کردن «جریان دموکراسی خواهی» به یک منش خاص، تنها حاصلش القاء سراب «دو دستگی» است؛ و نتیجه‌اش هم جز تضعیف روحیه بدنهٔ اجتماعی آن چیزی نخواهد بود.

جریان دموکراسی راهش را می‌رود و نمی‌شود به زور آن را در غالب‌های انتزاعی و تصنعی آکادمیک محبوس کرد.

No comments:

Post a Comment